چرا گرفته دلت ؟ مثل آنکه تنهایی؟!
چقدر هم تنها!
خیال میکنم دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی.
دچار یعنی چه؟
دچار یعنی عاشق و فکر کن که چه تنهاست اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکر ان باشد
انگار مسابقه ست در زمان...عقربه ها دنبال همدیگه میدوند و میدوند...روزها درپی هم میگذرند و میگذرند...انگار که همین دیروز بود که واسه باز شدن مدارس لحظه شماری میکردیم...کفش نو...کیف نو...لباس نو...شاید مدرسه ای نو...معلمی نو ودوستانی نو...پائیز چه زود اومد...یادمه اون زمانا که واسه اومدنش دقایقو میشمردیم خیلی طاقچه بالا میذاشت واسمون...پاییزم میره...زمستونم میاد...خلاصه این چرخه همچنان ادامه دارد...ولی گاهی وقتا که دوست داری دیر بگذره مثل برق میچرخه و وای وای به حالت اگه دوست داشته باشی زودتر بگذره...یعنی میشه عذاب علیم واست...اینقده دیر میگذره که کفرتو در میاره...پائیزودوست دارم و بیشتر از اون زمستونو...کلن بخوای حساب کنی همه ی فصل ها قشنگن اما زمستون یه چیز دیگه ست....
- گاهی دنیا از ما می خواهد به خاطر چیزهایی که نمی شناسیم بجنگیم ...به دلایلی که هرگز نخواهیم فهمید...
- هرگز نگویییم خدایا این شیطان را از من بگردان ...بیایید دعا کنیم و بگوییم :خدایا به من قدرت رویارویی با شر را بده...
- پول هرگز برایت خوشبختی واقعی نمی آورد اما خوشبختی برایت پول واقعی می آورد
- وقتی دست از دلبستگی های غیر ضروری بکشی برای رسیدن به اهداف واقعی ات شتاب می گیری...
این چند نکته برام جالب بود نوشتم شاید برا کسانیم که این وبلاگو می خونن جالب باشه...خلاصه اینکه ای روزگار ![]()
![]()

